![]() |
![]() |
|
| بالاخره یه روز فاصله ها تموم میشن... |
|
سلام دوستای گلم. نمیدونم از کجا شروع کنم همینطور که میدونین هر طلوعی یه غروبی داره منم یه روز به امید شما دوستای عزیز با نوشتن این وبلاگ طلوع کردم وامروز می خوام با یاد شما غروب کنم دوستای عزیزم :پریسا. شادی. تهمینه.جاوید. مینا...............ازتون ممنونم که که تو این چند وقت منو تنها نگذاشتید و با نظرات شیرینتون منو دل گرم کردین.
از اینجا بازم میگم تا همه بدونن پریسا دوستت دارم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/02/21ساعت 19:15 توسط لیدا |
|
|
پشت يك ديوار غمگين و بلند عاشقي سر گشته در چنگال بند پشت اين فرداي برق آساي دور جاده بي انتها و بي عبور دفتري از جنس ديوارست و خشت قصه اي از قصه هاي سر نوشت عشق و عاشق هر دو بر بالاي دار نغمه هاي تلخ و ناله چون هزار چشمه اي جوشان در آب نيلگون چشمه اي بي ريشه شد در جوي خون پيكر رنجور يك جاشوي پير سر بر آور دست از با لا به زير چون زمستاني كه در شوق بهار مي زند بر هر دلي صد دانه خار هر مصيبت همچو پتكي اهنين قصه ها همچون لهيبي آتشين در د جان كاهيست درد انتظار انتظاري سوخته از شوق يار
چه کسی خواهد دید مردنم را بی تو گاه می اندیشم خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید آن زمان که خبر مرگ مرا می شنوی روی خندان تو را کاشکی می دیدم شانه بالا زدنت را بی قید وتکان دادن دستت که مهم نیست زیاد و تکان دادن سر چه کسی باور کرد جنگل جان مرا آتش عشق تو خاکستر کرد
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/02/05ساعت 13:19 توسط لیدا |
|
|
آنان که خاک را بنظر کیمیا کنند
آیا شود که گوشه چشمی بما کنند دردم نهفته به ز طبیبان مدعی باشد که از خزانه غیبم دوا کنند معشوق چون نقاب زرخ در نمی کشد هر کس حکایتی بتصور چرا کنند چون حسن عاقبت نه برندی و زاهدیست
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ وقتی دلت تنگ شد... وقتی چشات تر شد... وقتی دیگه نبود کسی... امید یا یه همنفسی.... بدون که هست اینجا کسی... که تو واسش همه کسی...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/01/31ساعت 12:58 توسط لیدا |
|
|
از لب دریا و ساحل هرکی یه خاطره داره آخه دست خیلی هارو توی دست هم می زاره دریا حرفی دارم اما واسه ی گلایه دیره از خدا می خوام که هیچ وقت عشق تو ازت نگیره اما نا رفیقی کریدی کردی عشقم رو نشونه باشه اشکالی نداره ما خدامون مهربونه
آهای عاشق های دروغین امروزی که فقط لاف میاید ببینید عبرت بگیرید
ما و مجنون درس عشق از یک ادیب آموختیم او به ظاهر گشت عاشق ، ما به معنی سوختیم روی سنگ قبرم بنويس اينجا مجال گريه نيست هر کی میخواست گریه کنه بهش بگو اون ديگه نيست |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/01/26ساعت 13:0 توسط لیدا |
|
![]() ![]() تصويري که در زندگانيم ديدم نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود. زيبــــــاترين سخني که شنيدم سکوت دوست داشتني توبود.
زيبــــــــــاترين احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود.
زيــــــــباترين انتظار زندگيم حسرت ديدار توبود.
زيباترين لحظه زندگيم لحظه با تو بودن بود.
زيبــــــاترين هديه عمرم محبت توبود .
زيباترين تنهاييم گريه براي توبود .
زيباترين اعترافم عشق توبود
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/01/03ساعت 12:48 توسط لیدا |
|
|
ای کاش قدر لحظه های با تو بودن را میدانستم. تک تک ثانیه هایش را میشماردم. زیبا ترین حرفها را به تو تقدیم میکردم. نمی گذاشتم حتی ذره ای از من ناراحت شوی. اما باز هم خود خواهیم نگذاشت تا با تو از عاشق بودنم بگویم. نگذاشت وسعت قلبم را برایت مجسم کنم. نگذاشت تو را به کلبه ای که از عشقت ساخته ام ببرم. به باغی که گلهای زیبایش را به یاد تو کاشته ام ببرم. دریایی را که با چکیدن اشکهایم به آن جان داده ام نشانت دهم. آسمانی را که از ستاره هایی به زیبایی چشمهایت تزیین کرده ام و طرح چهره ات را با ابرهایش به تصویر کشیده ام نشانت دهم. اما افسوس که قدر این لحظه ها را ندانستم و بازهم مرا در دشت تنهاییم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/12/22ساعت 11:35 توسط لیدا |
|
|
دنیا را بد ساخته اند کسی را که دوست داری تو را دوست نمی دارد![]() کسی که تو را دوست دارد تو دوستش نمی داری ![]() اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد![]() به رسم و آیین هرگز به هم نمی رسند![]() و این رنج است. زندگی یعنی این ....![]() ![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/12/20ساعت 13:18 توسط لیدا |
|
|
اگر چشمان من روئياست توئی فانوس شبهايش اگر حرفی زدم از گل توئی مفهوم و معنايش
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/12/16ساعت 12:17 توسط لیدا |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/12/15ساعت 17:8 توسط لیدا |
|
|
عشق
نام من عشق است
می شناسیدم؟
زخمی ام زخمی سراپا
می شناسیدم؟
با شما سر کرده ام راه درازی را
خسته ام خسته
می شناسیدم؟
این زمان گرچه ابری پوشانیده است رویم
من همان خورشید تابانم
می شناسیدم؟
این چنین بیگانه از من رو مگردانید
در کف فرهاد تیشه من نهادم
من
من شکستم بیستون را
من
من همان مهربان سالهای دورم
رفته ام از یادتان
می شناسیدم؟
نام من عشق است
می شناسیدم؟
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/12/14ساعت 11:36 توسط لیدا |
|
|
تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم؟ شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم چه آرزوی محالی است زیستن با تو مرا همین بگذراند یک سخن با تو همه وجود تو مهر است و جان من محروم چراغ چشم تو سبز است و راه من بسته است
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/12/11ساعت 13:36 توسط لیدا |
|
|
در آن پر شور لحظه
دل من با چه اصراري ترا خواست
و من ميدانم چرا خواست
و مي دانم كه پوچ هستي و اين لحظه هاي پژمرنده
كه نامش عمر و دنياست
اگر باشي تو با من، خوب و جاويدان و زيباست
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/12/10ساعت 16:30 توسط لیدا |
|
|
مي دونستي اشك گاهي از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر كسي مي توني هديه كني اما اشك رو فقط براي كسي مي ريزي كه نمي خواي از دستش بدي
دیگه دارم می میرم ببین چشم مامو بستم به عشق مردن برات تو انتظار نشستم
من از خدا خواستم،
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/12/04ساعت 21:14 توسط لیدا |
|
|
وقتي كه حرف من نبود
كدوم صدا در تو نشست؟
کدوم ستاره پر کشید
تو چشمای تو نطفه بست؟
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/12/02ساعت 20:23 توسط لیدا |
|
تاریخچه روز ولنتاین
ولنتاین در قرن اول میلادی در روم زندگی می كرد.
در آن زمان روم تحت سلطه پادشاهی جنگجو به نام كلادسیوس بود كه دوست داشت سربازان برای حضور سپاهش در جنگ داوطلب شوند ولی مردها نمیخواستند بجگند، و كلادسیوس این كمبود سرباز را ناشی از
سستی مردها در ترك عشق می دانست، پس همه نامزدی ها و ازدواج ها ملغی اعلام كرد، همانطور كه گفته
شد ولنتاین كه در آن زمان یك كشیش بود با او به مبارزه برخاست و به همراه ماریوس مقدس عزم خود را
جزم كردند تا زوج های جوان را به طور سری به عقد هم درآورند
پس از با خبر شدنِ پادشاه از این قضیه برای سر والنتین مقدس جایزه تعیین شد و او زندانی شد. وقتی در زندان بود بسیاری از كسانی كه او آنها را به عقد هم در آورده بود به دیدنش رفتند. آنها گل و نامه های محبت آمیز خود را از بالای دیوار زندان پرتاب می كردند. تا اینكه سرانجام در روز 14 فوریه سال 269 قبل از میلاد به قتل رسید. یكی از ملاقات كنندگان او دختر زندانبان بود، روزها به دیدارش می آمد و چند ساعتی با هم صحبت میكردند روزی كه قرار بود والنتین كشته شود نامه ای برای تشكر از دختر زندانبان نوشت كه با جمله “Love from your valentine” خاتمه یافت.
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() تقدیم به عشقم پری
تو با منی هر جا برم مهر تو بند جونمه عشقت نمی ره از سرمتو پوست و استخونمه یه دم اگه نبینمت یه دنیا دل تنگت میشم نگاه دریای تو آبی روی آتیشم واست دلم ،واست تنم،واست تمومه زندگیم از تو دوباره من شدم با تو تموم شد خستگیم نم نم بارون چشمام گواه عشق پاکمه هم نفسه قسمت من دوستت دارم یه عالمه قشنگترین خاطره هام با تو از تو گفتنه آرامش وجود من صدای تو شنفتنه |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/11/21ساعت 21:27 توسط لیدا |
|
|
||||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/11/21ساعت 15:30 توسط لیدا |
|
||||
|
سلام خوبین دختر خانومهای باحال توجه داشته باشن آهای آقا با شمام من گفتم فقط دختر خانوما ...........شما کجا راه افتادی داری دنبالم میای دخترا این وبلاگ جدید پریسا جونمه که فقط خانما میتونن ازش دیدن کنند خوشحال میشم یه سر بهش بزنین www.2khtarsibegolabe.blogfa.com
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/11/18ساعت 14:20 توسط لیدا |
|
|
نان را از من بگیر،اگر می خواهی، هوا را از من بگیر،اما خنده ات را نه |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/11/18ساعت 11:22 توسط لیدا |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/11/17ساعت 15:22 توسط لیدا |
|
|
وقتي کسي رو دوست داري
حاضري براش جونتو فدا کني ...
حاضري دنيا رو بدي فقط يه بار نيگاش کني ...
به خاطرش داد بزني ...
به خاطرش دروغ بگي ...
حاضري رو همه چي حتي رو دفتر زندگيت که حالا پاره پاره شده خط بکشي ...
خيلي چيزا رو مثل غرورت ميشکني تا دلش نشکنه ...
اگه گفتي به اين چي مي گن؟ عشق
اي کاش از بدو تولد کور بودم
تا که هيچگاه درياي عشق را
در چشمان مليح و فريبايت نمي ديدم
قلبم رو شکستی ولی من بیشتر از قبل دوستت دارم چون حالا هر تکه از
قلبم تو رو جداگونه دوست داره ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
خاطر جمع باش برو ضربه ات کاری بود
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/11/15ساعت 12:49 توسط لیدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| WELCOME |
سلام خوبین ؟ به وبلاگم خیلی خیلی خوش اومدین امیدوارم خوشتون بیاد.
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
عشق |
|
RSS
|