![]() |
![]() |
|
| اولدوز |
|
تو آنقدر از من دور ميشي كه حتي خاطراتم به تو نرسه ، تو هر چه قدر از من دور بشي ، نميتونم خاطراتت رو فراموش كنم، زندگي من با تو زندگي بود اما اين چه سرنوشتي بود، بدون تو دارم زندگي ميكنم، اين زندگي نيست ،مرگ شيرين تر از اين زندگيست، شايد ديگه هرگز منو بخاطر نياري و فراموشم كني، ولي اگه ممكنه براي چند لحظه هم كه شده به ياد من باش ..... |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 22:44 توسط زهرا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
به چشمانت بیاموز که هر کس ارزش دیدن ندارد...
دارم از تنهایی یخ می زنم!!! |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1387 |
| آرشیو موضوعی |
|
دوستت دارم |
|
RSS
|