تبليغاتX
به او بگویید دوستش دارم... - حقیقت....
اولدوز
روزي دروغ به حقيقت گفت : مــــيل داري با هم به دريـــا برويم

و شنـــا کنيم ، حقيقــت ساده لــوح پذيرفت و گول خورد . آن دو

با هم به کنار ساحل رفتند ، وقتي به ساحل رسيدند حقيقت

لباسهايش را در آورد . دروغ حيلــــه گـــر لباسهاي او را پوشيد

و رفت . از آن روز هميشه حقيقت عــــريان و زشت است ، اما

دروغ در لبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان مي شود
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 22:46  توسط زهرا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
به چشمانت بیاموز که هر کس ارزش دیدن ندارد...
دارم از تنهایی یخ می زنم!!!

نوشته های پیشین
آذر 1387
آرشیو موضوعی
دوستت دارم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM